یک:
آمدم روی فرش قرمز تو ...خون انار ریختم و برگشتم ...
من وثوقی ام که پی ناموس خود !
جان صد مرد را به عدالت گرفته ام!...
دو:
رفتم از بیرون چشم تو هم بیرون!"خارج"
دیدی که رفته ام به همه گفتی: از شر مندگی من رفت"خارج"!
سه:
شرق در دور دست هاست و من درغرب می سوزم!
ای چین لامذهب!چقدر نزدیکی ! مثل شلوارهایم به من!
چهار:
ویک نکته هست که روی لحاف شب نوشته اند:
تا صبح اگر بیدار بمانی ! حتما خورشید را خواهی دید!
پنج:
سروس ابرها خراب است و آچار کشی نمی کنند!
وبد بخت ها روی زمین منتظر بارانند!...
یکی بیاید و حکمت این خشکسالی را به ملت بگوید!
شش:
مزار شش گوشه ات را برده ام تا کعبه ی خود...
آنقدر که از حسودیشان ...راه کعبه را بستند...
هفت:
ای عجب که تو پیر نمی شوی ای مرد!
و صد هزار دختر از جوانی تو گله مندند ...می دانی؟!
هشت:
ترومپ!
واژه ی ویزا دیگر مفهوم خودش را ازدست می دهد ...
یا دهکده ی جهانی درست می شود!یا تو و امثال تو در قلعه ی خویش می مانید!
نه:
وای چه جای قشنگی !پزو دستت درد نکنه اینجارو کی خریدی؟
بابا پژو:
پارسال!سواحل خلیج فارس همینه دیگه!
مامان بنز:
دیگه راحت شدیم .پامونو می ذاریم تو آبهای گرم خلیج فارس!اصلا ماچه مرض داریم بدونیم هویت مون چیه؟ماشینیم یا آدم؟!
بابا پژو:
به خودت بگو!پاشدی ابرو مونوتوشهر بردی!
ناگهان پراید :
مامان !بابا!تیبا با ننه خاور و بابا بیوک دارن می آن ایران!
مامان بنز:
یعنی چن مصیبت باهم!
بابا پژو:
اونجوری نگو!
مامان بنز:
بیام خفه ات کنم! آدم شدی؟!
ده:
رهبرم ...
برای پر و خالی شدن کیسه های زراندوزان نمانده ایم !
که هردوره ای بود ...
بازهم عده ای زراندوز ...کیسه هایشان پر و خالی می شد!

یازده:
"این متن می تونه خیلیارو خوشحال یا ناراحت کنه درابتدا می گم که :خب بکنه!"
یادم هست که درانتهای بعضی فیلم ها با شرکت جناب آقای ملک مطیعی خانم هایی می آمدند و می رفتند حرم امام رضا(ع) و بعد خیلی متین سر خانه و زندگی شان می نشستند .برای آخر آن فیلم ها مردم خودشان را می کشتند سوت می زدند و دست می زدند و رضایت مردمی !!!
بعد از 40 سال هنوز کاملا از ایشان رضایت هست!و جالب اینکه خودشان هم هنوز زنده هستند و اللهی صد ساله شوند و کلا جوانان بعد از دیدن همین فیلم ها و بدبختیها آستین بالازدند کاباره هارا ور انداختند و الان!که فهمیده ایم مهندسی معکوس یعنی چه!انقدر دخترها و زنهارا می زنیم تا صدای خر دربیاورند و شبانه بروند خانه ی حالا مثلا نامزدشان و آنجا بخوابند و فردا هزار مرد بمیرند برای امثال ایشان!
و هیچ کس خبردارنشود جز همین نویسنده های محترم!
حالا از هزار مفهومی که ما تا آخرین لحظه پایش می ایستیم بگذریم !
می گویند 36 مدل فیلمنامه داریم و همه ی اینها درست نوشته شده اند و از لحاظ کارکرد سینمائی هیچ اشکالی ندارند و بازی ها درست و غیره!
پس اینهمه گه خوردن و دهن سرویس شدن را چه بکنیم و صحنه هارا چه بکنیم و چه بگوئیم...
اگر به پای آقای معادی باشد باید بگویم با 3000000تومن زیر خط فقر بودن البته بازهم زیر بمب می ایستیم و بازهم حرف شماهارا فیلم می گیریم و از کنارتان می گذریم ...درحالی که 4 شغل داریم ...عرض می کنیم حرف شما متین!
ولی اگر فیلم فارسی درست بود نه غلط!و غلط بود نه درست!
فیلم امسال شما و شما و شما و شما و شما که خود می دانید مایه ی خنده ی نسل های آینده است!
چه!درعاقبت سراز استانبول درخواهیم آورد می گویم:
مثل وثوقی ها هم می ایستید؟!!!
" نگو نگفتی "!!!
.............................................................................
مخلص ملت